سامی یوسف یک خواننده پاپ نیست ...او مفسر حقایق بیان نشده ی اسلام توسط هنرش به امت اسلام است:
Sami Yusuf is not a pop artist. Sami Yusuf is the interpreter and the speaker of the untold truths and realities of Islam, and he spreads this eternal message through his Islamic art, that is dedicated to the Islamic Ummah

از روزی که سامی یوسف به عنوان یک موسیقی دان و خواننده ی مسلمان در جهان اسلام شناخته شد مفسران و اهل نطق و فن شروع به سخن گفتن در مورد او کردند وبه نقد و بررسی کارهای وی پرداختند که او را یک پدیده ی نو ظهور در جهان اسلام و موسیقی اسلامی دانستند ..وشروع کردند به تجسس در مورد حرفه اش ..هنرش ..تاجایی پا رااز گلیم خودشان فراتر نهادند و به زندگی خصوصیش رسیدند و شروع کردند به نقد و بررسی شجره نامه ی خانوادگی اش وجد اندر جدش را نقد بررسی کردند تا جایی که اطلاعات سایت های خبری سامی یوسف در مورد زندگی نامه اش از اطلاعات سایت رسمی سامی یوسف کامل تر بود عربها در سایت هایشان نوشتند سامی یوسف آذری است و دوران کودکی اش را در آذربایجان گذرانده ..سایت های ایرانی پرداختند به مسایل شخصی و خانوادگی وی گفتند پدرش این بوده ..برادرش اون بوده ..حتی اسم اصلیش را پیدا کردند و همه جا جار زدند وخلاصه تمام زندگی خصوصی یک فرد مسلمان را چنان زیرو رو کردند که فقط مانده بود که بگویند او شب شام چی می خورد یا ظهر ناهار چه غذایی می خورد و شاید منتظر بودند که سامی تمام کارهای روزمره زندگی اش را برایشان روزانه ایمیل کند ...آذربایجانی ها که ساکت مانده بودند و از اوضاع پیش آمده به نفع خودشان استفاده می کردند که سامی یوسف آذری است و به کشور آنها تعلق دارد که زمانی حالشان گرفته شد که خود سامی در خودآذربایجان اعلام می کند در تهران و ایران متولد شده ورسانه های ترکیه اعلام کردند که او متولد ترکیه است و تنها اصلیتش آذری است ورسانه ها ی دیگر به همین طریق سامی را به گونه ای از آن خود می دانستند این همه در گیری برسر تاریخچه زندگی وی و گذشته ی و ی بین رسانه ها ادامه داشت اما سامی یوسف همچنان ساکت مانده بود وناراحت که بقیه ی جوامع به جای خودش از زندگی اش از مسایل شخصی اش می گویند حال ما به عنوان یک دوست دار سامی یوسف خودمان را چند لحظه ای به جای سامی که با آن همه خلوص نیت آمده بود تا به یاری هنرش کارهایی را برای مذهبش انجام دهد بگذاریم چه حالی خواهیم داشت اگر کسی به جای ما صحبت کند یا به جای خودمان نظر دهند آیا حال خوبی خواهیم داشت ...کمی به این موضوع بی اندیشید وبعد نظر دهید...
به تازگی افرادی مدعی شده اند که سامی تنها یک خواننده است و ارزش کارش را مساوی با کار سایر خوانندگان می دانند و مدعی شدند سامی برای کسب در آمد و پول به هر جامعه ای که سفر می کند خوش آمد وتملق آن جامعه را می گوید تا پول بیشتری در بیاورد و مدعی شدند که اوبا تعریف از یک جامعه به تحقیر جامعه دیگر پر داخته است ومعتقدند در برخورد سامی با هر جامعه ای با جامعه دیگر رفتار و عملکردش تناقض وجود دارد ومعتقدند سامی یک فرد (( شووینیسم )) یعنی یک میهن پرست افراطی است البته این میهن پرستی را در مورد علاقه ی وی به بریتانیا ویا آذربایجان اعلام کرده اند واین ها مدعی شدند که چرا سامی یوسف در آذربایجان با پرچم کشور آذربایجان کنسرتش را برگذار نموده و یا چرا در تلوزیون آذربایجان ترانه ایریلیق را خوانده وچرا سامی در ترکیه بیان میکند که من ترکیه را دوست دارم چون میراث عثمانی است و معتقدند مگر اسلام را امپراطورهای عثمانی گسترش دادند که سامی این عقیده را داردوگفته اند در رفتار و عقایدش تناقض وجود دارد و روده درازی ها تا جایی کردند و گفته اند او تنها توجهش تنها به یک قشر از مسلمانان آن هم مسلمانان و برادران و خواهران سنی مذهب است و او با این عملش باعث بی حرمتی وتوهین به سایر مذاهب اسلامی شده است و سفسطه کرده اند که سامی با این عملش نمی تواند الگوی ما مسلمانان باشد ...یعنی به نظر این گروه سامی حق ندارد الگو باشد او باید به اندازه ی شخصیتش الگوی بقیه باشد ...دوستانم به این عبارات بی نطق بی اندیشید ...که حتی خواندن آنها هم خنده دار و غیر قابل پذیرش از طرف دوستداران سامی یوسف در تمام دنیااست ....
حال من تصمیم دارم با ارائه و نوشتن این مقاله به عنوان یک دوست دار فعالیت های سامی یوسف که او تنها کسی بود که حق من را برای شنیدن یک موسیقی خوب به من داده است حقی که سالیان سال افراد دیگر با آثار پوچشان در زمینه موسیقی از من گرفته بودتد در حقیقت من را از شنیدن یک موسیقی خوب و مفید که در آن پیامی داشته باشد محروم کرده بودندو از برادر مسلمانم که او نیز با ترانه هایش از جمله ترانه (آزاد) از همه ی خواهرانش و( ترانه ی امت من) از وحدت اسلام ودر ترانه (سعی کن گریه نکنی) ازخواهران و برادران فلسطینیش و در ترانه ی (محمدص)به دفاع از کودکان بی گناه کشته شده بسلان وترانه (نماز و دعا خواندن) در بندر اسکندریه مصر از خواهران و برادران لبنانی در سطح بین الملل ودنیا به دفاع برخواست به دفاع از او علیه این همه نا مهربانی هایی که با این افکارشان به وی کردند بپر دازم واز شما دوست داران سامی می خواهم بعد از خواندن این مقاله اگر واقعا طرفدار و دوست دار واقعی کارهای وی هستید نظر واقعیتان را در مورد این مسئله بیان کنید سامی اکنون به تعریف و تمجید من و شما نیاز ندارد سامی تنها نیاز به حامیانی دارد که واقعا هدفش و..راهش را درک کرده باشند ...او نیاز به هوادارانی دارد که بعد از شنیدن ترانه هایش چیز هایی از پیام های موجود در اشعارش دریافت کنند و به آن عمل کنند ...او دوست دارد مخاطبینش واقعا هدف فعالیت هایش را درک کرده باشند وبعد حامی وطرفدار او باشند نه کور کورانه و احساسی بیان کنند که ما طرف دارودوست دار او هستیم ....به عنوان یک فرد مسلمان در پایان نظرتان را نه برای من بنویسید و نه برای مدیرسایت وتنها فکر کنید نظرتان را سامی یوسف می خواند و به او نظرتان را بگویید در واقع با او صحبت کنید و نظرتان را به عنوان یک هوادار ایرانی به او بیان کنید نه به من نویسنده و نه مدیر سایت خواهش می کنم ...اگر غیر از این فکر کنید افسوس می خورم به حا ل این برادر مسلمانم که چند سالی را بی خودی خود را به رنج و زحمت انداخته تا ندای اسلام برای امت اسلام باشد ...امیدوارم با خواندن این مطالب شما نیزبا من موافق باشید ...
آغاز سخن...
در پاسخ به این همه گفتارها و سخنان نا مهربا نانه که در آن ها بیان شده است که سامی یوسف تنها یک خواننده ی صرف است نه بیشتر نه کمتر من در مقابل آنها می گویم نه برادران وخواهرانم سامی یک خواننده ی صرف نیست اگر شما اکثر مصاحبه های سامی را با رسانه های گروهی خوانده یا شنیده باشید خود سامی در همه آنها به صراحت و روشنی بیان می کند :
(( همیشه یعنی در تمام طول عمرم تنها از خداوند و پیامبر(ص) خواهم خواند و تاکید می کند که من خواننده ی پاپ نیستم و نمی خواهم یک خواننده ی پاپ باشم ..من می خواهم کارهایی را برای مذهبم انجام بدهم ..من موسیقی را مطالعه کرده ام تا شرح دهم پیام های اسلام را به واسطه ی موسیقی ...در واقع من سعی خواهم کرد تا شرح بدهم و بیان کنم پیام هایی را به واسطه ی موسیقی در همه ی زندگی ام ...))
این ها عباراتی است که سامی بیان می کند در اکثر مصاحبه هایش با گروه های خبری و رسانه های گروهی ...اگر این افرادی که می گویند سامی یک خواننده است من نیز با آنها موافقم ...آری سامی یک خواننده است اما او یک خواننده ی مفسر است یعنی خواندن او همراه با شرح و بیان اسلام واقعی است ...سامی یوسف آنقدر هوش و ذکاوت داشته است تا ابزاری را برای هدفش ابزاری را انتخاب کند که در عصر حاضر تاثیر گذارترین ابزاری باشد تا بوسیله ی ٱن روی مخاطبینش تاثیر گذار باشد تا حداقل یک پیام از واقعیت اسلام را دریافت کنند ...در حالی که او می توانست به گفته ی خودش به جای موسیقی رشته ی حقوق را انتخاب کند و به وسیله ی آن به بیان حقایق اسلام بپردازد ...اما در عصر امروز که اکثر افراد جوامع جوان هستند و اکثرا گریزان از مطالعه و تحقیق و پژوهش این ابزار کارایی و جایگاهی ندارد و در نتیجه بیان حقایق بوسیله ی این ابزار هیچ بازدهی ندارد به همین دلیل سامی ابزار موسیقی را انتخاب می کند که متناسب با عصر حاضر مخاطبین بیشتری دارد...
سامی معتقد است :(( موسیقی جدا از سرگرم کننده بودن ...رسانه ای قدرتمند برای انتقال ارزشها و پیام های اجتماعی می باشد...در زمانی که جنایات تکان دهنده بر ضد بشریت وجود دارد ما به عنوان هنرمند ویک فرد مسلمان باید از این رسانه جهت سوق دادن این دنیای نا آرام ...و وحشتناک و پر از خشونت و جنگ وترور به سوی اعتدال و میانه روی استفاده کنیم ...زندگی و شرف انسان مهم است و باید حفظ شود..))
در دیگر سخنانی که این نامهربانان بیان نموده اند گفته اند در رفتار و عملکرد سامی در مواجه با هر جامعه نسبت به جامعه تناقض وجود دارد و بیان کرده اند سامی یک ((شوئینیسم))یعنی افراط ومبالغه در میهن پرستی است و دیگر اینکه چرا سامی در آذربایجان با پرچم کشور آذربایجان کنسرتش را برگذار نموده ...و یا چرا در تلوزیون آذربایجان ترانه ایریلیق را خوانده ..چرا سامی در کنسرت انگلستان از جوانان خواسته که به هویت انگلیسیشان افتخار کنند مگر انگلستان سومین کشور منفور دنیا نیست واینکه چرا سامی یوسف در ترکیه بیان می کند من کشور ترکیه را دوست دارم چون میراث عثمانی است در جواب این همه بهانه جویی های برخواسته از جهل و ستیز با یک مسلمان آگاه باید به این گروه بگویم نه خواهران و برادرانم سامی بی فکر کاری را انجام نمی دهد او یک مسلمان است ..مسلمانی که برای کارهایی که انجام می دهد دلیلی نداشته باشد دیگر نباید اورا مسلمان وپیرو حضرت محمد(ص)خواندحال دلیل تناقض های ایجاد شده را برایتان بیان می کنم ....
باید بگویم که سامی یوسف در انگلستان پرورش یافته است و در آنجا بزرگ شده است و محیط آن جامعه با خلقیاتش آمیخته و عجین شده است واگرچه با این محیط خو گرفته و سنن و فرهنگ اسلامی محکمی در او شکل گرفته و اگرچه وی بریتانیایی است اما گذشته ی خودش را و اصل و نژاد واقعی اش را هیچ گاه کتمان نکرده ونمی کند و همچنان تاکید دارد که آذری است اما ببینید همین فرد که خود را همه جا آذری یا آذربایجانی می خواند (( اما نه آذری به معنای آذری آذربایجان بلکه آذری به معنای ایرانی آذربایجانی)) در خود کشور آذربایجان به رسانه ها ی گروهی این کشور بیان می کند تا سن26 سالگی برای اولین بار است که به آذربایجان سفر می کند و حتی در سایت های آذربایجان اگر نگاه کنید می بینید وی در مصاحبه با خبرنگاران باکویی اعلام می کند که من در تهران و کشور ایران متولد شده ام و دو پدر بزرگ من به تبریز مهاجرت کرده اند یعنی تنها دو پدر بزرگش اهل باکوی آذربایجان بوده اند نه خودش یا پدرش یا مادرش ویعنی این که او خودش را در حالی که یک شهروند بریتانیایی می داند اما در خود کشور آذربایجان اصل و ریشه اش را به طور مشخص یک ایرانی آذربایجانی می داند واین که مدام به وی گفته می شود آذربایجانی است به این دلیل است که دو پدر بزرگش اهل آذربایجان بوده اند یعنی اگر شجره نامه خانوادگی سامی یوسف را جد اندر جد دنبال شود به کشور آذربایجان ختم می شود ..ولی خود سامی علنا اعلام کرده است که در تهران متولد شده است و پدر بزرگش به تبریز مهاجرت نموده است که عرب ها از این عقیده که سامی آذربایجانی است به دلیل دشمنی و مخالفت با قوم عجم و فارس سوء استفاده کرده اند و در اکثر سایت های عربی که بگردید نوشته شده است که سامی یوسف دوران کودکی اش را در آذربایجان گذرانده در حالی که اگر کمی هوشیار باشید سامی در خود کشور آذربایجان اعلام می کند بعد از 26 سال برای اولین بار است که به آذربایجان می آیم واین عرب ها بودند که نخواستند هیچگاه اعلام کنند که سامی در تهران و ایران متولد شده است ..و دیگر این که که چرا سامی در آذربایجان با پرچم آذربایجان کنسرت برگذار نموده ویا در تلویزیون آذربایجان ترانه ی ایرلیق را می خواند ..یا در انگلستان به جوانان میگوید به هویت انگلیسیشان افتخار کنند واین که چرا سامی در ترکیه بیان می کند که من ترکیه را دوست دارم چون میراث عثمانی بایدبگویم این ها کارهای عجیبی نیست و ما نباید تعجب بکنیم مگر نه این که امت پیامبر اسلام(ص) به عنوان یک جامعه تربیت شده اند به همین دلیل 2 امتیاز بر سایر ملت ها دارند:
امتیاز اول: مربوط به روابط اجتماعی بین خود و نیز روابط با سایر ملت هاست
امتیاز دوم :مربوط به حالات و خلقیات و ساختار وشخصیت فردی امت است
این امت هم از لحاظ شخصیت فردی و روحی و معنوی ممتاز است و هم از نظر اجتماعی ...این صفات در اثر تربیت های ممتدی است که از طرف خدای متعال و بوسیله ی پیامبر اکرم (ص) اعمال شده است حاصل گشته است ...امت اسلام چون باغی است که بدست باغبانی با کفایت چون رسول الله (ص) دارای درخت های سرسبز و خرم و با ثمرگشته است ..با توجه به این که عقب ماندگی در علم ودانش و صنعت ...هجوم فرهنگی را به دنبال می آورد تلاش در جهت خلاقیت وپیشرفت امت اسلام وظیفه ایست الهی که نمی توان با بهانه از آن سرباز زد .سفارشا ت مکرری که پیامبر اسلام (ص) در مورد آموختن علوم وفنون در هرزمینه کرده اند گواهی صادق بر این گفنه است .

حضرت محمد (ص) می فرمایند:(( اطلبوا العلم ولو الصین )) [بحارالانوار .ج1 ،ص177 ]
یعنی هرگونه علمی را در هر زمینه که مورد نیاز جامعه اسلامی باشد بیاموزید و در عصر حاضر که فرهنگ جوامع اسلامی با موسیقی های پوچ و بی محتوا و فساد انگیز دین و فرهنگ وافراد جامعه اسلامی را مورد هجوم قرار می دهند افرادی از مومنان باید دست به کار شوند تا با این انحراف و هجوم به فرهنگ اسلامی مبارزه کنند تا مسلمانان همچنان امتی برتر و ممتاز باقی بمانند..
اگر شما به روابط اجتماعی سامی یوسف با دیگر کشور ها توجه کنید او به هرجامعه یا سرزمینی که سفر می کند سعی می کند با نزدیک شدن به فرهنگ و عقاید و آداب و رسوم آن جامعه با مردمانش ارتباط برقرار کند ...او اگر در انگلستان کنسرت برگذار میکند او دارد برای کسانی کنسرت برگذار میکند که در انگلستان زندگی می کنند و در آنجا رشد و پرورش یافته اند وبه همین دلیل سامی از جوانان بریتانیایی میخواهد که به هویتشان که بریتانیایی است افتخار کنند و همراه با این افتخاری و غروری که سامی درآنان ایجاد می کند سعی می کند پیامش که همانا اسلام واقعی است را به مخاطبین مسلمان بریتانیایی برساند..
اگر سامی در آذربایجان کنسرت برگذار میکند اودارد برای کسانی کنسرت برگذار می کند که در آذبایجان زندگی می کنند واگر در آذربایجان باپرچم کشور آذربایجان کنسرت برگذار می کند یا در تلوزیون آذربایجان ترانه ایریلیق می خواند به این دلیل است که او با نزدیکی به جامعه و فرهنگ آذربایجان می خواهد به آنها بگوید که من به فرهنگ و جامعه آذربایجان نزدیکم و آن را می ستایم در واقع او به فرهنگ آنها احترام می گذارد تا مخاطبینش راحت ترراحت تر اورا بپذیرند و با حس غریبی نکنند واوبا انجام کارهایی که مورد علاقه ی آن سرزمین است ابتدا با آنها حس یگانگی ایجاد میکند وسپس پیامش را توسط ترانه هایش بیان می کند ...
او اگر در کشور ترکیه اعلام می کند که به کشور ترکیه علاقه مند است زیرا میراث عثمانی است به این دلیل است که وی روی مساله ای تاکید دارد که مورد پذیرش اکثر مردمان ترکیه از جمله خود من است و وی فرهنگ وگذشته ی آنها را می ستاید و به وجهه ی فرهنگی و تاریخ این مردمان رنگی ستودنی می دهد تا به آنها بگوید من نیز باشما موافقم و من را نیز از خود بدانید تا با با مخاطبینش در ترکیه ارتباط راحتری برقرار کند تا بتواند پیامش را به این جامعه برساند ...او اگر ترانه ی مادرش را سعی می کند به زبان فارسی بخواند به این دلیل است که او به فرهنگ وادبیات و تاریخ مردم ایران احترام می گذارد و با خواندن این ترانه به فارسی می خواهد به آنها بگوید من نیز به ایران و جامعه ایرانی نزدیک هستم ومطمئن باشید اگر سامی زمانی برای برگذاری کنسرتش به ایران بیاید قطعا اعمالی را انجام می دهد که موردعلاقه مردمان ایران است زیرا او دارد در سرزمینی کنسرتش را یرگذار می کند که مردمانش ایرانی هستند ودرایران بزرگ شده اند و رشد و پرورش یافته اند قطعا شما توقع ندارید که اگر سامی برای کنسرتش به ایران بیاید و همچانان خودش رابگیرد که بریتانیایی است و او از بریتانیا تعریف و تمجید کند بلکه قطعا ازجامعه و فرهنگ ایران وایرانی تعریف خواهد کرد وبه جامعه و فرهنگ ایران رنگی ستودنی خواهد داد...
این است دلیل کارهای متناقض سامی یوسف که تعجب عده ای را برانگیخته است وباید به این گروه بگویم سخت دراشتباه هستند ...سامی یوسف واقعا یک اسلام شناس مسلمان و هوشیار است این که این برادران و خواهران نامهربانم در مورد سامی واژه ی (( شووینیسم )) یعنی افراط و مبالغه در میهن پرستی را بکار می برند به نظر من در مورد سامی یوسف صادق نیست اگر شما برادران و خواهران نامهربانم واژه ی (( شوینیسم )) را بکار می برید من در مقابل واژه ی (( کاسمو پولیتانیسم )) یعنی احترام به ایدآلها و عقاید و موسسات همه ی ملل و اقوام جهان را بکار می برم زیرا سامی به (( کاسموپولیتانیسم )) معتقد است نه (( شوویسنیسم )) این است دلیل افعال و کارهای متناقض سامی که شما متعجب آن بودید..کمی بی اندیشید بعد به هرکس واژه ای را بچسبانید ...
اگر شما به به دقت به عنوان یک هوادار واقعی به آثار سامی یوسف گوش کرده و دیده باشید او تنها خواننده ی نشید یا اسلامی است که در درآثارش بحثی از مذاهب مختلف اسلامی از جمله شیعه و سنی نمی کند یعنی او برای کاتبین وحی [کسانی بودند که حضرت محمد (ص) به دلیل امی بودنشان هنگامی که قرآن بر شخص ایشان نازل میشد به حافظه می سپردند و برای این اشخاص می خواندند و ایشان می نوشتند ..این اشخاص عبارت بودند از :ابوبکرصدیق،عمربن خطاب ،عثمان بن عفان،حضرت علی بن ابیطالب(ع)وزیدبن ثابت] ویاوران پیامبر نمی خواند برای این کارش هم دلیل دارد وبرای تقویت این اعتقادش کارها و اقدامات بسیاری انجام داده است ...
آیا به عنوان یک حامی و طرفدار سامی یوسف توجه کرده اید چرا سامی برای فراگیری زبان ودروس عربی و شرح احکام قرآن و اسلام دانشگاه الازهر مصر را انتخاب می کند این اقدام وعمل وی بی هدف وبی برنامه و به دلیل این که مصری ها از وی حمایت کرده اند نبوده است ...باید بگویم برای این عملش هم هدفی داشته است که حال برای شما بیان می کنم ...
دانشگاه اسلامی الازهر مصر تنها دانشگاه اسلامی است که در آن یک رشته ی تحصیلی به نام (( وحدت نظرعلمای مذاهب اسلامی [ازجمله وحدت نظر شیعه و سنی])) دارد و آن هم ماجرایی دارد که به عنوان یک طرفدارو دوستدارسامی یوسف باید از آن مطلع باشید حال برای شما می گویم:
دانشگاه اسلامی الازهرمصر با بیش از هزارسال قدمت ،عنوان قدیمی ترین دانشگاه جهان را به به خود اختصاص داده است.
واژه ی (( الازهر)) نیز به معنای تابش و پرتو افکنی است و به 2 دلیل آن را ( الازهر) نام نهاده اند :
دلیل اول این که (( الازهر )) به اسم زهرا (س) لقب دخت نبی مکرم اسلام (ص) اشاره دارد ودلیل دوم این که به دلیل درخشندگی این مکان در میان سایر اماکن مصر است که برآن نام (( الازهر)) را نهادند.
در این دانشگاه ..دانشکده ای ایجاد شد به نام (( دارالتقریب مذاهب اسلامی )) هدف بنیانگذاری دارالتقریب مذاهب اسلامی که حدود 60 سال قبل در قاهره پایتخت کشور مصر تشکیل شد این است که مسلمانان طبق اوامر خداوند ،به ریسمان الهی چنگ بزنند و روح دوستی و برادری و مودت را بین خود زنده کنند و از تهمت های ناروا نسبت به هم از قبیل کفر و شرک دست بردارند.
در اوایل قرن بیستم ما شاهد تلاش های گسترده مصلحانی بودیم که مردم را به وحدت فرا می خواندند که از جمله می توان به : سید جمال الدین اسد آبادی ،شیخ محمد عبده،شیخ محمدحسین کاشف الغطاء،شیخ عبدالمجید سلیم،شیخ محمود شلتوت،شیخ محمدتقی قمی و آیت الله بروجردی و دیگران اشاره کرد و در عصر حاضر نیز بزرگترین شخصیت جهان اسلام که پرچمدار وحدت و همبستگی در میان امت اسلامی شناخته می شوند حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) است که راه مصلحان سلف را ادامه دادند... این دارالتقریب مذاهب اسلامی با همت برخی از علما و اندیشمندان ممالک اسلامی از جمله علمای طراز اول اهل سنت و علمای طراز اول تشیع وایران در مصر تشکیل شد .مسئله عقب ماندگی جهان اسلام و پراکندگی موجود در جهان اسلام هر انسان دارای وجدان بیدار آن را وادار می کند که به این مسئله فکر کند که چرا عقب ماندیم ؟ وچراپراکنده هستیم؟ این وحدت امت اسلامی و آن پیام خداوند:(( ان هذه امتکم امت واحده )) کجا شد...چرا به این وضع ما رسیدیم ؟ .. یکی از کسانی که به دغدغه این مسئله فکر کرد آقای محمد تقی قمی بود که این شخص اولا به این فکر افتاد که یکی از علل این مشکلات جهان اسلام این است که بین اهل تسنن و اهل تشیع یک سوء تفاهمی است یعنی نه شیعه خوب اطلاع دارد از منابع اصیل اهل تسنن و نه اهل تسنن اطلاع دارند از واقعیات مکتب تشیع ...هریک از این گروه ها از اطلاعاتش از منابع دیگری هست به همین جهت تشویش ذهن ایجاد شده یعنی سوء تفاهم ایجاد شده بین گروه ها ی اسلامی ..آقای محمد تقی قمی اول به این فکر افتاد که برود لبنان یک موسسه ای را بی اندازد جهت ایجاد گفتگو و تفاهم بین اهل تسنن و اهل تشیع ،آنجا موفق نشدند .به دلایلی به قاهره رفتند و در قاهره زمینه ی بسیار خوب و همواری یافت برای این کار..و دلیل وجود این زمینه هموارچندچیز است در قاهره:
یکی این که مصر وارث تمدن فاطمی است و تمدن فاطمی تمدنی است که معروف است به اهل بیت و وارث فقهی است که باز هم نزدیک به اهل بیت است . ضمنا مهمتر از همه وارث کارهایی که سید جمال الدین اسد آبادی در قاهره انجام داده است . این زمینه هموار باعث شد که وقتی ایشان این فکر و طرح را در قاهره مطرح کرد زمینه بسیار همواری را یافت و مهمترین افراد ی که با آنها همکاری کردند خود علمای الازهر و رئیس دانشگاه جناب شیخ عبدالمجید سلیم با آن همکاری کردند.این زمینه ی هموار و این همکاری که با ایشان شد باعث شد که کارش رونق پیدا کند و زود کارها و طرح هایی که در ذهنش هست اجرا شود .ضمنا یکی از عوامل موفقیت ایشان در قاهره پشتیبانی آیت الله بروجردی یکی از مراجع عظام ایران بود ..مرحوم آیت الله بروجردی از کسانی بود که این فکر را تایید کرد و آقای محمد تقی قمی را مورد تشویق قرار داد و آیت الله بروجردی دید و ذهنش بالا و فعال بود برای این که اهل تسنن دیدگاه خوبی پیدا کنند نسبت به تشیع و بفهمند که تشیع همانند تسنن براساس قرآن و سنت استوار است، بدین جهت آیت الله بروجردی با خیلی از عادات و رسوم انحرافی که در بین شیعه وجود داشت مبارزه کرد و ضمنا تشویق کرد آقای محمد تقی قمی را که در آنجا کاربکند و پشتیبانی مالی و پولی هم از ایشان کرد ،نه تنها پشتیبانی مالی بلکه حتی پشتیبانی علمی از طرف ایشان به این دارالتقریب شد به طوری که با پیشنهادی که شیخ عبدالمجید سلیم به عنوان رئیس دانشگاه الازهر به آیت الله بروجردی برای وحدت نظرعلمای مذاهب که اقدامی را ایشان انجام دهند به همین دلیل آیت الله بروجردی تصمیم می گیرند کتاب مجمع البیان شیخ طبرسی را که تفسیر کاملی از قرآن مجید و در آن سخنانی و گفتاری است که مورد توافق اکثریت علمای مذاهب اسلامی است ازجمله مذاهب اهل تسنن و اهل تشیع و ایشان این کتاب را به دانشگاه اسلامی الازهر مصر درقاهره هدیه وتقدیم می کنند این کتاب جزو منابع اصلی دروس عربی و تفسیر قرآن قرار گرفت و رشته ای ایجاد شد به نام (( وحدت نظر علمای مذاهب اسلامی)) که سامی یوسف یک سالی درهمین رشته تحصیلی به مطالعه می پردازد و یک سالی را در قاهره برای فراگیری دروس عربی و تفسیر احکام قرآن و اسلام می ماند این عوامل باعث شد که دارالتقریب در قاهره علی الخصوص با همکاری عبدالمجید سلیم که شیخ الازهر آن زمان بود و به موفقیت بی انجامد وحتی در این زمینه مجله ای را ایجاد کردند به نام (( مجله رسالة الاسلام )) که حامل پیام های موفقیت آمیز بود ...و همچنین در زمانی که آنها این اقدامات را آغاز نمودند در جهان اسلام یک نوع بیداری اسلامی ایجاد شد که اگر به نام کمپانی سامی یوسف (( واکنینگ )) توجه کنید به همین معنا یعنی بیداری اسلامی است که بی ربط و نا مربوط به تحصیلش در دارالتقریب درقاهره نیست...و به همین خاطر سامی یوسف در همین رشته تحصیلی یعنی (( وحدت نظرعلمای مذاهب اسلامی)) یک سالی را برای فراگیری ویادگیری درس و زبان عربی و تفسیر قرآن درقاهره می ماند تا بیابد عقاعدی را که مورد توافق اکثریث مذاهب اسلامی من جمله اهل تسنن واهل تشیع است تا بتواند با کارش وبا هنرموسیقیایش ازهمین توهین به برادران مسلمانش و جنگ وخون ریزی میان آنها و اختلاف و تفرقه ی میان آنها جلوگیری کند مگر نه این که پیامبر مکرم اسلام (ص) حدیثی را بیان نمودند با این مضمون ایشان فرمودند: (( ستفترق امتی علی بضع و سبعین فرقة)) یعنی امت من بزودی به هفتاد و چند دسته پراکنده می شوند ...این حدیث را خود پیامبر (ص) بیان کرده اند که مورد توافق اکثریت مذاهب اسلامی است که در کتاب هایی چون (( سنن ترمذی .جلد دهم ،باب ایمان ،ص109 چاپ قاهره ،سال 1353 هجری قمری )) و همچنین کتاب (( سنن دارمی ،جلد دوم ، ص 24 ،چاپ دمشق سال 1349 هجری قمری )) آورده شده است .سامی یوسف براساس این گفتار پیامبرش تصمیم می گیرد تا با تحصیل در دانشگاه الازهر عقایدی را بیابد که مورد توافق همه ی مذاهب اسلامی نه تنها مذهب اهل تسنن ونه مذهب اهل تشیع او رشته وحدت نظر مذاهب اسلامی را انتخاب می کند تا به این وحدت نظر بین مذاهب دست یابدوعملش هوشیارانه بوده است ...وقتی وی برای هر کاروعملی که انجام می دهد یک هدف دارد چگونه اورا سرزنش کنیم و به او خورده گیریم ...و او را متهم کنیم که سامی تنها توجهش ماطوف به خواهران و برادرانش در مذهب اهل تسنن است کمی منصف باشید وعادلانه درباره ی او قضاوت کنید..
و دیگر این که این برادران و خواهران نامهربانم می گویند سامی نباید یک الگو باشد و تنها باید تنها یک خواننده ی صرف باشد ..باید بگویم او هیچگاه نخواسته است که الگو باشد او تنها هدفش این بوده است که بوسیله ی دانش موسیقی اش که سالها برای هدفش د دانشگاه ها و آکادمی ها رنج و مشقت کشیده تنها به شرح و بیان حقایق ناگفته ی اسلام بپردازد و اگر می بینید امروزه هوادارنش او را می ستایند به این دلیل است که او حرف های تازه ای برای گفتن دارد نه حرف های رایج و معمول قدیمی که قبلا دیگران آن را بیان می کردند چیزی که سامی یوسف را از بقیه ی خوانندگان متمایز می کند وباعث شده هوادارانش اورا الگو قرار دهند پیام ها و بیان حقایقی است که تا به حال از زبان شخص دیگری بیان نشده در حقیقت کسی تا به حال نخواسته است آنها را بیان کند ...او نمی خواهد الگوی من و شما باشد او تنها می خواهد با بیان حقایق اسلام به وحدت نظر جوامع اسلامی مخصوصا برادران و خواهرانش در مذاهب اهل تسنن و اهل تشیع بپردازد که می خواهد با عملش که همانا بیان حقایق اسلام راستین است جامعه ای تربیت شود که پیامبر اسلام (ص) هدفشان تشکیل آن بود که البته پیامبر(ص) در زمان خودشان در این هدفشان موفق بودند سامی با این هدفش می خواهد کاری کند تا ما به جامعه ی زمان پیامبر سلام (ص) بازگردیم که در این جامعه چقدر وحدت در آن یک پارچه بود و از مذاهب و نژادها ی مختلف با هم زندگی می کردندو در آن همه برادر هم و واحد بودند همه ی آنها یک هدف داشتند وآن هم درخشش اسلام و امت سلام در جهان بود ...اگر پیامبر(ص) عرب بود و اهل مکه بود در کنارش یار و یاوری داشت به نام بلال حبشی که از مردمان آفریقا بود واو اولین موذن اسلام بود و اگر پیامبر (ص) عرب بودند و بلال حبشی از مردمان آفریقا بودند در کنارشان یار و برادری دیگر داشتند به نام سلمان فارسی که از نژاد مردمان فارس بود و ایرانی بود و اگر پیامبر(ص) عرب بودند و بلال حبشی آفریقایی بودند و سلمان فارسی ایرانی بودن در کنارخود برادری را داشتند به نام ابوذر غفاری که از مردمان لبنان بود و اگر این برادران بودند درکنارشان برادرانی داشتند که همواره اسلام را یاری می کردند برادرانی چون ابوبکر صدیق،عمربن خطاب ،عثمان بن عفان ،زید بن ثابت و برادری چون حضرت علی (ع) را داشتند که تا پای جان برای پایداری اسلام از خود گذشتگی می کردند اکثر این یاران و برادران پیامبر جزو کاتبین وحی بودند که پشت هم را داشتند و نیز یاور پیامبر (ص) بودند و چه خدمات و کوشش هایی را برای حفظ قرآن مجید واسلام انجام دادند ...این است پیام سامی ..که با هدفش به جامعه ای که پیامبر(ص) در آن زندگی می کردند و در همه ی مذاهب و ادیان مختلف از جمله مسیحی ویهودی وزرتشتی و ... و از اقوام و ملل در کنار هم برادرانه زندگی می کردند و هیچ کدام از آنها بردیگری برتری نداشت وکسی سعی نمی کرد خود را بهتر و برتر جلوه دهد بازگردیم تا دوباره امتی واحد ویک دست همان امتی که پیامبراسلام (ص) هدفشان بود شویم ...
حرف آخر...
برادران وخواهرانم در اسلام ...آری اینست اهداف اصلی وپیامهای سامی که برای رساندن آن به شما مخاطبینش سالها در دانشگاه ها و آکادمی های موسیقی برای فراگیری عمیق علم موسیقی و در دانشگاه ها اسلامی برای فراگبری قواعد و احکام واقعی اسلام سالها خون دل خورده و چه رنجها و مشقت ها را تحمل نموده تا برای مذهبش ..برای دینش کاری انجام دهد تا امت پیامبرش حضرت محمد(ص) از هم دور نشوند و باهم اتحادوبرادری داشته باشند تا جوانان دینش اسلام را به صورت واقعی بشناسند تا یک مسلمان کامل باشند وبه آن افتخار کنند و در مقابل سایر ملت ها با اقتداروعزت سربلند کنند و بگویند ما مسلمانیم وپیرو پیامبر (ص) مهربانمان حضرت محمد (ص) هستیم تا دیگر ملتها به من و شمای مسلمان غبطه بخورند که چقدر ما با همدیگر از همه جهت متحد و واحد هستیم و دربرخورد با مشکلات ایجادشده در دینمان چطور پشت هم را داریم .. واینکه او دوست دارد هدف واقعی او را درک کنید بعد حامی و طرفدارش باشید او دوست ندارد که شما به ظاهر آثارش بی اندیشید بلکه برای او خوشحال کننده تر از این نیست که پیامش را دریافت کنیدوبه آن عمل کنید... و در آخر سخنم با برادران و خواهران نامهربانم این است کمی بیشتر بی اندیشید و درمورد هر مسئله به ظاهر آن موضوع نگاه نکنید بلکه تحقیق کنید وتفکر کنید که چرا این اعما ل انجام شده است بعد به سفسطه و مغالطه ومبالغه در مورد یک فرد مسلمان بپردازید مگر حدیثی را که پیامبرمهربانمان حضرت محمد(ص) بیان نموده اند نشنیده اید اگر نشنیده اید حال بخواندید و در آن تفکر کنید ایشان می فرمایند :(( کفی بالمرء جهلا ان یحدث بکل ما سمع ))[جامع الصغیر ،ج 2 /ص90 ] یعنی برای جهالت انسان همین بس که هرچه را می شنود یا می بیند نقل کند منظورشان خوش باوری بی خود است ..راوی باید نقاد باشد و هرچه را که می شنود روایت نکند وابتدا دلایل یک موضوع را بیابد بعد در مورد آن سخن بگوید سخن شناس باشید ونیز روایتی از دیگر پیامبر مهربانمان حضرت مسیح بن مریم که می فرمایند:(( خذ الحق من اهل الباطل ولا تاخذ الباطل من اهل الحق))[بحار الانوار،ج2 /ص96 ] یعنی به گوینده سخن توجه نداشته باشید ،سخن شناس باشید یعنی تکیه تان روی گوینده سخن نباشد ؛ ای بسا حق را از اهل باطل بشنوید و بگیرید و ای بسا باطل را از اهل حق بشنوید نگیرید . و درحقیقت می خواهم به شما بگویم صراف سخن باشید.واز این به بعد به ظاهر کارهای سامی یوسف نیندیشید بلکه به این بی اندیشید چرا او این کار را انجام داده است ودلیلش را بیابید زیرا او برای انجام هر عملش هزاران دلیل و هدف دارد که تنها از طریق دیدن و شنیدن آثارش قابل فهم نیست ...امیدوارم حق مطلب را به طور کامل اداء کرده باشم .
...و آخردعوانا ..ان الحمدوالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدو آله الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین ...آمین یا رب العالمین
سارا یوسف رحیمی
2007/ 7 / 7

سامی یوسف: هدفم از پرداختن به موسیقی و هنر، سرگرمی نیست
ویدئوی تصویری و فارسی «هر کجا هستی» با صدای سامی یوسف منتشر شد
هر کجا هستی فارسی منتشر شد!
اجراي دو نفره سامي به همراه پدرش
«ســلام» را از SYO خریداری کنید
آلبوم سلام منتشر شد
چت زنده ویدیویی سامی یوسف با هوادارن در کافه سامی یوسف!
عید مبارک! -- EID Mubarak
سوپرایز ویژه بزودی!
"این یک بازی است" اثر جدید از سامی یوسف + ویدئو و ترجمه
تریلر آلبوم سلام منتشر شد!
به سویم آمدی - یا رسول لله
یاد تو (ألا بذکرک) سوپرایز ویژه رمضان منتشر شد + متن و ترجمه شعر
وبلاگ جدید سامی یوسف: مجمع اقتصاد جهانی، آلبوم، تور جهانی کنسرتها و… :)
سامی یوسف در پرس تی وی
آلبوم سلام منتشر می شود...
"سلام" - آلبوم جدید سامی یوسف در راه است...
Make me strong موزیک ویدئو جدید سامی یوسف منتشر شد
اجرای جدید سامی یوسف در تونس
واکنش سامی یوسف به دریافت جایزه اسکار توسط فرهادی : افتخار می کنم که ایرانی هستم
ویدئو کلیپ جدید سامی یوسف با عنوان "وعده های فراموش شده" منتشر شد!
وعده های فراموش شده - ترانه خیریه جدید سامی یوسف
دانلود رایگان ترانه من امید شما هستم "I'm your Hope"
هديه ويژه سامي يوسف به ماسبت سالگرد انتشار آلبوم "هرجا كه هستي"
برنامه جهانی غذا، سوپرایزها و...
به سويم آمدي نسخه فارسي
سامي يوسف در كنسرت لندن
ترجمه ترانه المعلم
سايت رسمي فارسي سامي يوسف
سنتور و تمبك سامي يوسف در
فلسطين جاويدان ترانه اي براي غزه
بايكوت آلبوم غيرقانوني سامي يوسف
سامي يوسف در شبكه سوم سيما
اسماء الله