
تحلیلی بر بادبادک باز پیش از اکران :
«یک راه وجود دارد تا دوباره خوب باشیم.»
there is a way to be good again
بادبادک ، نماد تمامی آرمان ها و آرزوهای بشری است که در آسمان عشق به پرواز در می آید. بادبادک حامل ارزش هایی است که شیعه و سنی ، هزاره ای یا پشوتن ، همه را برادر هم می داند. و جنگ و در گیری ، نفاق و حسادت ، و تجاوز ها را بین آن دو محکوم می کند... جهان امروز ما نیازمند چنین بادبادکی است تا آن را به یاد صمیمیت های کودکانه به آسمان بفرستد...
و خالد حسینی ، نویسنده با استعداد و باذوق ، از ارزش های این بادبادک می گوید...
بادبادک باز روایت زندگی پسری بنام امیر از خانواده ای اشرافی و رابطه عاطفی او با حسن ، پسر پیشخدمتشان است.روایتی از دوستی های صمیمانه ی آن دو که سرشار از نشاط و شیطنتهای کودکانه است. اما این روز های خوش دوام زیادی نمی آورد... حادثه ای ناگوار آن دو را از هم دور می کند ... حادثه ای که به تعبیر قرآن از ترفندهای شیطان است: انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العدواه و البغضا

توجه بیش از حد پدر امیر به حسن حس حسادت و کینه را در امیر تقویت می کند بطوریکه رابطه صمیمی و دوست داشتنی امیر نسبت به حسن کدر می شود.تا جایی که در حادثه ای امیر با نهایت بی مهری به حسن که همیشه حامی و نجات دهنده او بوده است کمک نمی کند و رابطه امیر و حسن بطور کامل به هم می خورد. و درست همین زمان است که جنگ آغاز می شود و امیر به همراه پدرش عازم آمریکا می شوند.... واین موضوع برای همیشه در وجدان امیر بعنوان یک گناه نابخشودنی سنگینی می کند ..
شباهتهای فراونی بین زندگی واقعی خالد حسینی و امیر ،قهرمان داستان وجود دارد. خاطرات حسینی از دوران بدون جنگ کشور افغانستان قبل از اشغال این کشور به وسیله ارتش شوروی و تجربههای شخصیاش از قوم هزاره منجر به نوشتن نخستین رمانش یعنی بادبادکباز منجر شد. هنگامی که خانواده حسینی در ایران زندگی میکردند ، مردی هزارهای به نام «حسین خان» برای آنها کار میکرد. حسینی وقتی که کلاس سوم بود به وی خواندن و نوشتن یاد داد. با اینکه رابطه حسینی با این مرد هزارهای مختصر و رسمی بود ولی همین رابطه اندک الهامبخش وی در خلق شخصیت «حسن» در بادبادکباز شد.
نویسنده در داستان قاطعانه در مقابل اختلافات قومی می ایستد و آنها را تنها زاییده تفکر خارجیها می داند که به ذهن مردم کشورش تزریق کرده اند... اختلاف بر سر سنی و شیعه ، هزاره ای و پشوتن ... اختلافاتی که باعث کشته شدن و آواره شدن میلیونها افغانی بی گناه شده است.
سناریوی فیلم از 4 بازه زمانی تشکیل شده است: فلش بک دوران کودکی ، حضور امیر در آمریکا ، بازگشت امیر به کابل و بردن سهراب به آمریکا.
در بازگشت امیر به کابل شاهد رویداد های دلخراشی هستیم... جنایات فجیعانه ی طالبان در افغانستان با نام دین اسلام .امیر که خود در یک خانواده مذهبی بزرگ نشده است با دیدن چنین رویداد هایی بیشتر از دین رانده می شود ... اما این پایان کار نیست... قهرمان داستان به سوی رستگاری حرکت می کند...

تجاوز به حریم انسانیت بخش دیگری از این رویدادهای دلخراش در دل داستان است...
تجاوز هایی که نشان می دهد افغانستان هنوز امن نیست و در گیر برخی از عادات ناپسند است...
و به دلیل وجود چنین صحنه هایی در فیلم ، بيم آن ميرود نمايش اين فيلم موجب بروز درگيريهاي قبيلهيي و به خطر افتادن جان بازيگران خردسال فيلم شود. به همين دليل، تا زمان خروج اين سه پسر بچه از افغانستان اكران «بادبادك باز» به تعويق افتاده است.و تاريخ جديد براي نمايش از 2 نوامبر به 14 دسامبر تغییر کرده است.
خالد حسيني ضمن حمايت از اين تصميم، گفت: «من اين استوديو فيلمسازي را به دليل تعويق زمان اكران فيلم تحسين مي كنم؛ هرچند اين تصميم مغاير توافقات تجاري است. »
در صحنه اي از فيلم كه حدود يك دقيقه است و ۲ صفحه از رمان «بادبادك باز» را تشكيل داده، شخصيت اصلي داستان ، شاهد رفتار وحشيانه دوستش است و هيچ كاري نمي كند.
در ضمن نمايش فيلم در كابل بسيار غيرمحتمل خواهد بود.
حتی گاهی انسانهای خوب افغان نیز دارای این روحیه و عادات ناپسند هستند.پدر امیر به همسر علی پیشخدمتش خیانت می کند و علی هیچ نمی گوید. امیر در برگرداندن دروغین شعر های فردوسی برای حسن و آزار او از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کند ولی حسن همیشه حامی و دوستدار اوست.
در کل بادبادک باز سعی دارد ، بی طرفانه به فرهنگ و شخصیتهای افغانها بپردازد.
اما با تمامی این اشارات و نکات و با تاکید بر این سخن که اثر خالد حسینی یک شاهکار ادبی است و دست زدن به جنایت توسط طالبان با نام اسلام هرگز مطلوب هیچ انسان آزاده ای نبوده است. نباید بخشی از سیاست کشورها و کمپانی های حامی این فیلم را نادیده گرفت. شاید این حمایت ها ترفند دولت آمریکا بعد از واقعه 11 سپتامبر بوده تا بتوانند برای وجدان ناآرام مردم خود توجیهی منطقی برای لشکر کشی به افغانستان بیابند. البته باز هم تاکید می شود که این سیاست هیچ از ارزش این اثر کم نخواهد کرد.
تحلیل صحنه های فیلم با توجه به اینکه هنوز اکران نشده است کاری نسنجیده به نظر می آید. اما با دیدن تریلر فیلم می توان ذوق و حس زیبا شناسی کارگردان آن را ستود. به خصوص در زمینه انتخاب لوکیشن و منظر دید های زیبا... در صحنه هایی از فیلم پرواز زیبای بادبادک ها بر فراز آسمان کابل دیده می شود... . این بادبادکها توسط یک بادبادکساز حرفهای افغان در اتاق محقرش در کابل ساخته شده اند و پس از فیلمبرداری، از طریق مدلسازی و با استفاده از نرمافزارهای ویژه در استودیویی در کالیفرنیا، به صحنههای مورد نظر در فیلم اضافه شدهاند.
گفتنی است که اگرچه بیشتر داستان در افغانستان اتفاق میافتد ولی بهخاطر مشکلات ناشی از عدم امنیت برای فیلمبرداری در این کشور، تهیهکنندگان فیلم مجبور به جستجو برای یافتن محلی شدند که به فضای شهری کابل و جغرافیای افغانستان نزدیک باشد. آنها در حدود بیست کشور از هندوستان و مراکش تا آفریقای جنوبی را در نظر گرفتند تا سرانجام شهر کوچک «کاشگر» در کشور چین را انتخاب کردند. پس از دکورسازی و صحنه آرایی در خیابانهای این شهر، تنها جمعیتی متشکل از مردان و زنان افغان در لباسهای محلی لازم بود تا تصویر شهر کابل را بازسازی کند.

از دیگر نکات مشهود حضور همایون ارشادی بازیگر ایرانی در نقش پدر امیر در این فیلم هالیوودی است.مردم ایران او ر ا با بازی درخشانش در فیلمهای «طعم گیلاس» عباس کیارستمی و «درخت گلابی» داریوش مهرجویی می شناسند.
در کل باید گفت بادبادک باز از معدود فیلمهای هالیوودی است که با استاندارد های مطرح آن سازگار نیست. عدم حضور بازیگران مطرح هالیوود یا طرح مسائل مهم و حیاتی که نه تنها کشورهای جهان سوم بلکه کل جهان با آن درگیر هستند آن هم به صورت مذهبی ستودنی است... در هر صورت باید این فیلم را دید و سپس درباره زوایای و خفایای مفهوم آن اندیشید... که به واقع ما نیازمند یک مصلح جهانی هستیم...
* بادبادک باز و سامی یوسف
چندی پیش خبری به نقل از یک خبرگزاری عربی از طرف وبلاگ فارسی سامی یوسف منتشر شد:
«خواننده جوان انگلیسی،سامی یوسف برای خواندن ترانهای در یک فیلم جدید آمریکایی به نام «بادبادک باز » که در پایان سال جاری به نمایش درخواهد آمد،به توافق رسید.
وسیم ملک ،مدیر برنامههای سامی در گفتگوی مخصوص با سایت FILLFAN.com گفت:سامی یوسف موافقت کرده تا ترانهی «صلوات» Supplication در این فیلم استفاده شود و این امر بعد از درخواست «مارک فورستر» کارگردان فیلم از سامی بود.
وسیم ملک افزود:«فورستر» از ترانهی سامی کاملا متعجب شده و آنرا زیبا و برای این فیلم مناسب دیدهاست.ترانهی «صلوات» در شروع فیلم استفاده خواهدشد.فورستر از سامی خواسته است تا برای تیتراژ پایانی فیلم نیز یک ترانه جدید و مخصوص برای این فیلم به زبان انگلیسی آماده کند.»
به راستی ترانه صلوات سامی یوسف چه نکته ای را در بر دارد که اینگونه مارک فورستر را مجذوب خویش ساخته؟
داستان بادبادک باز تقابل وجدان اخلاقی است با عوامل گناه بیرونی ... در تمامی لحظات فیلم شما این درگیری و جنگ را در درون و چهره امیر حس خواهید کرد... او که به خاطر خیانت به دوست صمیمی اش هم اکنون در عذاب وجدان به سر می برد هر لحظه در مواجه با رویدادهای مختلف سردرگم تر شده و به وادی تاریکی پیش می رود ... اما بالاخره رستگاری بدو روی می آورد ..دریچه قلبش را به نور ایمان باز می کند ..و. یقین به خدا تمام وجودش را فرا می گیرد و این اوج داستان است.
«ای خدای من ... گناهان من همچون کوه عظیمی است و اعمال نیکم همچون دانه ای ریز
من شرمنده و گریان روی به تو آورده ام ، مرا عفو کن و مورد رحمت خود قرار بده»
آری این تنها سخن سامی یوسف نیست بلکه صدا و نجوای درونی شخیصت اصلی بادبادک باز نیز هست...
و پخش این آهنگ در ابتدای فیلم در واقع دید کلی از فرجام فیلم را در جلوی چشمان بیننده مجسم می کند..
بحث دیگری که در این باره مطرح است ... وجود نام مقدس حضرت محمد و یاد اهل بیت در این صلوات است...
که به بیننده حس زیبا بینانه ای از اسلام و پیامبر مسلمان ما را القا می کند... اینکه مسلمانان باید تحت تعلیمات او باشند و جنگ و خونریزی به هیچ وجه مورد پسند محمد (ص) نبوده است...
سامی یوسف که پیش از این با ساختن ترانه هایی چون دعا کردن ، سعی کن گریه نکنی ، محمد در آلبوم دوم خود سعی در حمایت از مظلومان جهان داشته است.. این بار با تلاشی جدید برای حمایت از بادبادک باز می خواهد به جهان بفهماند که قربانی اختلافات قومی سنی و شیعه طالبان یک تعداد انسان بی گناه بوده اند...
به خصوص که به تازگی کنسرت صلح او را در حمایت از مردم مظلوم دارفور را شاهد بودیم...
نکته دیگر قابل تامل این است که تلخی های داستان بادبادک باز برای یک افغانی از خانواده متمول ومحترم است.اما باید بدانیم که آسیبی که طبقه متمول افغانها از جنایت سه دهه اخیر افغانستان خورده اند در برابر قشر ضعیف افغانها بسیار ناچیز است. در این بین بیان تقدیر سهراب به عنوان نمونه ایی کوچک از نسلی از افغانستان است که در اوج خون و خونریزی و نفرت متولد شده و برای گناه نکرده باید تاوان بدهند.
از طرفی از آنجا که امسال از سوی مقام معظم رهبری با نام سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری شده است... بار دیگر به یاد ترانه ی با شکوه امت من سامی عزیز می افتیم و چه بسا بخش عظیمی از محتوای ترانه او درباره اتحاد و برادری بین مسلمانان باشد ... اینکه براستی فرقی بین سنی و شیعه نیست... دین اسلام کامل است و تمامی مسلمانان بردار یکدیگرند...اگر اختلافی است به خاطر کامل نبودن ماست ... و جنگ و در گیری بین این دو هرگز مورد تایید اسلام نیست... و تنها مجالی نو به فرصت طلبان و سود جویان غربی می دهد... آنها که بویی از زیبایی و عشق ایمان نبرده اند...
و باز دستها را به سوی آسمان بلند می کنیم و با صدای بلند می گوییم:
بیا ای عشق عالم تاب ، که ما تنها ی تنهاییم
نقد و تحلیل : نوید حسینی
مطالب مرتبط : سامی یوسف در فیلمی آمریکایی می خواند