
از همان لحظه که سامی یوسف در مصاحبه خود با شبکه سه سیما به احسان علیخانی گفت که موسیقی خوب تنها به منزله موسیقی اسلامی نیست بلکه هر نوع موسیقی در حوزه اعتقادی و ایمانی را در بر می گیرد. می شد فهمید که سامی یوسف دچار یک تحول روحی و فکری در موسیقی شده است.
زمانی که او آلبوم اول خود ، «المعلم» را منتشر کرد ، موسیقی اکثر کارهایش اقتباس و تقلیدی بود از ملودی های مشهور شرقی: ایرانی ، ترکی ویا عربی. اساسا با همین ترفند می توانست خود را در دل شرقی ها جا کند . بیان ساده ترانه های این آلبوم، دین مبین اسلام را به غیر مسلمانان نیز شناساند. واقعا با چه عباراتی ساده تر از این می توان پیامبر رحمت و صلح را به جهانیان معرفی کرد :
He taught us to be just and kind
And to feed the poor and hungry
او به ما آموخت که مهربان و عادل باشیم
و به مردم فقیر و گرسنه غذا بدهیم
کلیپ المعلم این جوان مسلمان به صورت پیاپی و مکرر از اکثر شبکه های ماهواره ای پخش می شد. سامی راه خود را انتخاب کرده بود: ستایش خالق هستی، بیان درد دل با محبوب و صلوات بر مصطفی (ص) و بر شمردن صفات نیکوی پیامبر اعظم (ص).
به قول «دکتر بهشتی» : هر اقدام انقلابی برای پیشبرد اهداف خود و به بار نشستن ، باید از تبلیغ کلیات مباحث خود شروع کند.
و شروع تبلیغ اسلام جز با دو کلمه «الله» و «محمد» امکان پذیر نیست.
دو سال بعد (2005) ، سامی با انتشار کولاک بر انگیز آلبوم «امت من» اولا ثابت کرد که به تسلط خود بر موسیقی افزوده است و توانست با ساختن نشید های پر محتواتر و جالبتری مانند «حسبی ربی» که اکثرا به چند زبان خوانده می شد ، دوباره خود را به عنوان سوپر استار موسیقی اسلامی به دنیا معرفی کند.
ثانیا دغدغه های جدید خود را به جهان معرفی کرد:
او با ترانه «امت من» تلنگری به مسلمانانی که راه رسول الله را فراموش کرده اند ، زد . با ترانه «سعی کن گریه نکنی» به حمایت از کودکان مظلوم فلسطین و دعوت آنها به بردباری و استقامت پرداخت. با ترانه « آزاد» حمایت همه جانبه خود را از وارستگی حجاب زنان اعلام کرد.
قداست «مادر» در اسلام را به چهار زبان دنیا بیان کرد. و همگان را تحت لحن غریبانه خویش قرار داد.
آری، سامی در طی دو سال طی یک تحول روحی دردهایی را که در امت اسلام مشاهده می کرد وارد ترانه های خود ساخت.تور کنسرت های بین المللی اش در جهان به راه افتاده بود و از این راه به کار محرومان آفریقا و کشورهای جهان سوم رسیدگی کرد.
وحالا ، ما چشم انتظار سومین آلبوم او هستیم که تا چند هفته دیگر به طور رسمی منتشر خواهد شد. آلبومی با حال و هوای جدید و غافل گیر کننده و البته قابل انتظار!
اگر چه اکثر ترانه ها به زبان انگلیسی و با ریتم های غربی خوانده شده اما به صورت جالبی از مفاهیم شرقی در آن استفاده شده است. کلماتی مانند سر زلف ، درخت خرما در اشعار ترانه های او دیده می شود.
درد های او متعالی تر شده . علم و یقین و باوری که در آلبوم های پیشین او دیده می شد تبدیل به «عشق» شده است. حتی دیگر مستقیم نام «الله» و «محمد» را در اشعار او خود به کار نبرده است.
این بار با ترانه ریتمیک «بدون تو» از غم فراق و دوری یار می گوید. با ترانه «صلوا» عشق و وجد خود در وصال را به شنونده القا می کند. با ترانه «هزار بار» از سختی و دشواری راه عشق و دلدادگی می گوید و اینکه تحمل آن برای هر عاشقی واجب است. با «نه به نام من» به خویشتن انسانهای متکبر می تازد تا خود را از غرور ها و تعصبات بی جا برهانند.
در مصاحبه خود گفته بود: از ظاهر افراد درباره آنها قضاوت نکنید، شاید کسی نماز نمی خواند اما در نزد خدا مقربتر است. این یعنی چه؟ من را یاد شعر شیخ بهایی می اندازد:
رسم و عادت رندی ست از رسوم بگذشتن / آستین این ، زنده می کند گریبانی
زاهدی به میخانه سرخ رو ز می دیدم / گفتمش : مبارک باد بر تو این مسلمانی
هنوز هم ترانه های سامی یوسف می تواند دلنشین باشد البته برای کسی که همگام با او و ترانه های او زندگی کرده است و تحول روحی او را تجربه کرده.
you might see
Just what your love has meant to me
And what the cost of losing you would be
No I don’t know
Where I would go
What I would do
Without You, Without You, Without You
تو باید بدانی
عشق تو برای من چه ارزشی داشته است
و اینکه بهای از دست دادن تو چه خواهد بود
نه ، من نمی دانم
کجا خواهم رفت
چکار خواهم کرد
بدون تو، بدون تو، بدون تو